تحلیل روزنامه عرب از روی کار آمدن راستگرایان افراطی در اروپا
روزنامه فرامنطقهای الشرق الاوسط تحت عنوان «قاره دموکراسی در چنگال راست افراطی» به تحلیل گسترش قدرت جریان راست افراطی در قاره اروپا پرداخت.

کد خبر: 701801 | ۱۴۰۳/۱۲/۱۰ ۱۶:۰۰:۰۰
سید عماد حسینی- روزنامه فرامنطقهای الشرق الاوسط تحت عنوان «قاره دموکراسی در چنگال راست افراطی» به تحلیل گسترش قدرت جریان راست افراطی در قاره اروپا پرداخت.
آمال موسی، وزیر سابق خانواده و زنان تونس و استاد جامعه شناسی، در این مقاله به کنکاش این پدیده که به تعبیرش قاره اروپا را درنوردیده پرداخته و مینویسد:
یک جنبش سیاسی و فکری قابل توجه در اروپا در حال وقوع است که نیازمند بررسی جدی، درک و نتیجهگیری است.
این موضوع برای ما بسیار مهم و خطرناک به نظر میرسد.
پس از انتخابات اخیر آلمان، صعود راست افراطی یا تندرو در چند کشور اروپایی از صرف یک پدیده سیاسی فراتر رفته است.
آلمان که به رغم این صعود، کمترین کشوری بود که راست افراطی در آن آزادانه عمل میکرد، پس از انتخابات اخیر پارلمانی تغییر کرده است.
شاهد بودیم که حزب «آلترناتیو برای آلمان»، (که به آن حزب نئونازی نیز گفته میشود) به طور بیسابقهای بیش از ۲۰ درصد آرا را کسب کرد.
حتی از نظر سیاسی از حزب سوسیالیست که رهبری ائتلاف حاکم در آلمان را بر عهده داشت، پیشی گرفت.
البته حزب آلترناتیو برای آلمان در انتخابات پیروز نشد، اما درصد بیسابقهای را به دست آورد.
این نشان میدهد که جامعه آلمان، به رغم هزینههای گزافی که پس از جنگ جهانی دوم پرداخت کرده، دوباره به سمت ایدههای راست نژادپرستانه گرایش پیدا کرده است.
ما با تایید کیفی بسیار مهمی از صعود راست افراطی در اروپا، قارهای که به عنوان قاره دموکراسی شناخته میشود، روبهرو هستیم.
این امر به این دلیل است که این قاره شاهد انقلاب فرانسه و قبل از آن عصر روشنگری، ارزشهای عقلانیت و مدرنیته و ارزشهای جمهوری بوده است.
برای درک خطر این صعود گسترده راست افراطی در اروپا، مهم است تاکید کنیم که این موضوع دیگر یک پدیده نیست، بلکه به یک واقعیت تبدیل شده است.
این امر به طور مداوم تایید میشود و نشان میدهد اروپا در حال تجربه یک زلزله سیاسی است.
صعود راست افراطی یک بیماری مسری است که در قویترین دموکراسیهای اروپا گسترش یافته است: «ایتالیا توسط یک حزب فاشیست اداره میشود، در فرانسه حزب مارین لوپن که قبلاً یک حزب تزئینی بدون نقش، رأی و وزن سیاسی بود، اکنون به حزب اول فرانسه تبدیل شده است.
این به خودی خود بزرگترین تکان سیاسی در فرانسه از زمان جنگ جهانی دوم است.
البته، در این زمینه نباید فراموش کرد که حزب اول در مجارستان راست افراطی است، در فنلاند نیز راست افراطی در حال صعود است و همین امر در سوئد و اتریش نیز صادق است.
همه اینها نشان میدهد که نقشه سیاسی اروپا در حال تغییر به نفع احزاب راست است و این مسیری با دلالتهای خطرناک است.»
شکی نیست که این صعود راست یا آنچه میتوانیم عصر طلایی احزاب راست بنامیم، نتیجه عواملی است که منجر به وقوع آن شده است.
شاید مهمترین این عوامل، شکست احزاب سنتی اروپایی باشد که دهههاست بر اروپا حکومت میکنند.
این احزاب در برآورده کردن انتظارات مردم اروپا و کاهش نقش و جذابیت خود ناکام بودهاند.
علاوه بر این، جنگ روسیه و اوکراین و پیامدهای اقتصادی آن که بر وضعیت اقتصادی شهروندان اروپایی اثر گذاشته، نقش مهمی داشته است.
واضح است که اینها در درجه اول دلایل مادی و اقتصادی هستند اما آنچه در این صعود برای ما اهمیت دارد، نه دلایل آن، بلکه پیامدهای آن برای جوامع عربی و مسلمان است، به ویژه اینکه دیدگاههای احزاب راست از مخالفت با خارجیها، ترس از مهاجران و گفتمان نژادپرستانه علیه آنها تغذیه میشود.
بنابراین، مشکل اساسی این است که پشت صعود احزاب راست، بازگشت و احیای قوی ایدئولوژیهای نژادپرستانه و میراث فرهنگ استعماری مبتنی بر ایده برتری تمدنی و برتری مرد سفیدپوست وجود دارد.
این تحولات خطرناک در نقشه سیاسی اروپا پیامدهایی برای جوامع پرجمعیت ما و همچنین روابط دیپلماتیک دارد.
مهم است که این تحولات را در سیاستهای خود در نظر بگیریم و به خاطر داشته باشیم که حتی مهاجرت سازمانیافته و قانونی نیز نسبت به وضعیت فعلی با رویکرد سختگیرانهتری روبهرو خواهد شد، به ویژه برای کشورهای آفریقایی.
واضح است که بحرانهای اقتصادی بر وضعیت سیاسی و ایدئولوژیک سایه میاندازد و اروپای مدافع آزادی و دموکراسی را به سمت انزوا و نژادپرستی سوق میدهند.
نمیدانیم که آیا این بحران گذراست که اروپا در حال تجربه آن است و به زودی از آن بهبود مییابد و سرمایه نمادین مثبت خود را بازیابی میکند، یا اینکه ایدئولوژیهای افراطی که متفکران تصور میکردند برای همیشه مردهاند، هنوز زیر خاکستر نفس میکشند و در لحظه بحران اقتصادی دوباره برمیخیزند.