مبلغ دین باید با اخلاق خوش و سعه صدر با مخالفان و نااهلان، رفتار کند
در برابر کسانی که مردم را به خدا دعوت میکنند افراد بی تفاوت و نااهل و بدرفتاری پیدا میشوند که اگر مبلّغ دین، با اخلاق خوش و سعهی صدر با آنان برخورد نکند توفیقی حاصل نمیشود.

خبرگزاری مهر-گروه دین و اندیشه: خداوند متعال دین اسلام را برای هدایت انسانها فرستاده و هر آنچه را برای رسیدن به بالاترین قله فضیلت بدان نیازمندند برایشان تبیین فرموده است.
در طرح ملی زندگی با آیه، هر روز ماه مبارک رمضان، مهمان یک آیه از آیات کلام وحی خواهیم بود.
تفسیر و تلاش برای فهم قرآن کریم از زمان پیامبر اعظم (ص) تا به امروز ادامه داشته است و جاودانگی قرآن سبب میشود تا تفسیر آن کتاب در هر عصر و زمانی ادامه یابد؛ چرا که آیات قرآن، مهمترین و نخستین منبع برای فهم دین به شمار میروند.مهمترین ویژگی تفسیری که در ادامه، آن را مشاهده میکنید، کوشش در تبیین بعد هدایتی قرآن، یعنی هدف اصلی نزول است: «هُدیً لِلنَّاسِ».در این تفسیر فقط به کشف معنا و ذکر پارهای الفاظ و عبارات تفسیری صرف بسنده نمیشود؛ بلکه آنها درآمدی برای تبیین ابعاد هدایتی کلام خداوند قرار داده شده و مخاطب را از معبر لفظ به معنا و از معبر معنا به بلندای هدایت قرآن، سوق میدهد.
طرح زندگی با آیهها درصدد است که عموم مردم را با مفاهیم آیات منتخب بیش از پیش آشنا کند و خبرگزاری مهر در مجموعه مطالب «زندگی با آیه ها» به صورت تفصیلی و تصویری با بیان استاد محمدعلی انصاری مفسر قرآن کریم، تفسیر این آیات مبارکه را تقدیم نگاه مخاطبان میکند.
سوره فصلت آیه ۳۴
وَلَا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَلَا السَّیِّئَةُ ۚ ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ فَإِذَا الَّذِی بَیْنَکَ وَبَیْنَهُ عَدَاوَةٌ کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ
نیکی و بدی یکسان نیست.
[بدی را] با بهترین شیوه دفع کن؛ [با این برخورد متین و نیک] ناگاه کسی که میان تو و او دشمنی است [چنان شود] که گویی دوستی نزدیک و صمیمی است.
نکتهها
در برابر کسانی که مردم را به خدا دعوت میکنند افراد بی تفاوت و نااهل و بدرفتاری پیدا میشوند که اگر مبلّغ دین، با اخلاق خوش و سعهی صدر با آنان برخورد نکند توفیقی حاصل نمیشود.
این آیه سفارش میکند که بدیها را با خوبی پاسخ بده و اهل انتقام نباش؛ همان گونه که در دعای مکارم الاخلاق، امام زین العابدین علیه السلام از خداوند میخواهد که به او توفیق دهد که در برابر غیبت مردم از او، نیکی مردم را بگوید و از بدی آنان بگذرد و هر کس با او قطع رابطه کرد با او معاشرت کند.
بارها در سیرهی پیامبر اکرم و اهل بیت معصوم آن حضرت نمونههایی از این برخوردها را میخوانیم که سرسختترین مخالفان را به طرفدار آنان تبدیل کرده است.
مردم چند دستهاند:
کسی که دوست خود را حفظ میکند.
کسی که دوست خود را نسبت به خود بی تفاوت میکند.
کسی که دوست خود را به دشمن تبدیل میکند.
کسی که دشمن را به دوست تبدیل میکند.
روش برخورد با مخالفان
مخالفان به چند دسته تقسیم میشوند که باید با هر کدام به نحوی عمل کرد:
گاهی افرادی به خاطر جهل و نادانی در برابر حقّ قرار میگیرند و دشمنی میکنند که این آیه دستور محبت و برخورد احسن میدهد.
در آیات دیگر نیز در اینباره آمده است:
۱- و هنگامی که نادانان ایشان را (به سخنی ناروا) مخاطب سازند، سخنی مسالمتآمیز یا سلام گویند.
«وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً» «۱»
۲- و چون بر بیهوده و ناپسند بگذرند، با بزرگواری بگذرند.
«وَ إِذا مَرُّوا بِاللَّغْوِ مَرُّوا کِراماً» «۲»
گاهی مخالفت افراد بر اساس شک و تردید است که باید با آنان از طریق استدلال و برطرف کردن شبهات برخورد کرد.
شک در مورد خداوند.
أَ فِی اللَّهِ شَکٌ … «۳»
شک و تردید در مورد قیامت و رستاخیز.
«إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِنَ الْبَعْثِ» «۴»
تردید در مورد نزول وحی و کتب آسمانی بر پیامبر.
«إِنْ کُنْتُمْ فِی رَیْبٍ مِمَّا نَزَّلْنا عَلی عَبْدِنا» «۵»
گاهی مخالفت بر اساس حسادت است که باید با اغماض برخورد کرد.
برادران یوسف اعتراف به حسادت و خطای خود کردند، که با وعده آمرزش حضرت یوسف روبرو شدند.
إِنَّا کُنَّا خاطِئِینَ … لا تَثْرِیبَ عَلَیْکُمُ الْیَوْمَ «۶»
هابیل، در مقابل حسادت برادرش قابیل گفت: اگر تو قصد کشتن من را داری، من (هرگز) دست به چنین کاری نمیزنم.
«لَئِنْ بَسَطْتَ إِلَیَّ یَدَکَ لِتَقْتُلَنِی ما أَنَا بِباسِطٍ یَدِیَ إِلَیْکَ لِأَقْتُلَکَ» «۷»
گاهی مخالفت به خاطر حفظ موقعیّت و رفاه و کامیابیهای مادّی است.
در این موارد اتمام حجّت کافی است و آیات «ذَرْهُمْ» «۸»* (آنان را به حال خود واگذار) و «فَأَعْرِضْ عَنْهُمْ» «۹»* (از
آنان رویگردان و دوری کن) مطرح است.
گاهی مخالفت، در قالب کارشکنی و هَجو و تضعیف ایمان مردم است که برخورد با این گروه را آیات ذیل در قالب برخورد شدید با آنان و قطع رابطه و دستگیری و گاهی اعدام مشخص میکند:
«وَ اغْلُظْ عَلَیْهِمْ» «۱»* با سختی و شدّت با کفّار برخورد کن.
«إِذا سَمِعْتُمْ آیاتِ اللَّهِ یُکْفَرُ بِها وَ یُسْتَهْزَأُ بِها فَلا تَقْعُدُوا مَعَهُمْ حَتَّی یَخُوضُوا فِی حَدِیثٍ غَیْرِهِ» «۲» و چون بشنوید که به آیات خدا کفر میورزند و آنان را به مسخره میگیرند، نباید با آنان بنشینید تا به گفتاری دیگر بپردازند.
«لا تَتَّخِذُوا الْیَهُودَ وَ النَّصاری أَوْلِیاءَ» «۳» یهود و نصاری را دوست و سرپرست خود نسازید.
«أُخِذُوا وَ قُتِّلُوا تَقْتِیلًا» «۴» کفّار را بگیرید و به شدّت به قتل رسانید.
گاهی دشمنی آنان با دست بردن به اسلحه و مبارزهی مسلحانه است که قرآن میفرماید:
فَاعْتَدُوا عَلَیْهِ بِمِثْلِ مَا اعْتَدی عَلَیْکُمْ … «۵» همان گونه آنان بر شما تعدّی کردند باید با آنان مقابله به مثل کنید.
بعضی در تفسیر آیهی ۴۰ سورهی شوری «وَ جَزاءُ سَیِّئَةٍ سَیِّئَةٌ مِثْلُها» گفتهاند: مراد این است که اگر بدی کسی را با بدی پاسخ داد شما هم مثل او هستی، چنانکه در آیهی ۴۳ همان سوره میفرماید: «وَ لَمَنْ صَبَرَ وَ غَفَرَ إِنَّ ذلِکَ لَمِنْ عَزْمِ الْأُمُورِ» و کسی که تحمّل بدی مردم را داشته باشد و از آنان بگذرد، این از تصمیمات شایسته است.
پیامها
۱- یکی از راههای دعوت الی اللّه آن است که تنش زدایی نمائیم و بدی دیگران را با نیکی دفع کنیم.
وَ مَنْ أَحْسَنُ قَوْلًا مِمَّنْ دَعا إِلَی اللَّهِ … ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ
۲- فکر نکنید مرور زمان مسائل را کهنه میکند و همه چیز فراموش میشود.
(برخوردهای مثبت و منفی هرگز یکسان نیست، و آثار آن در عمق روح افراد باقی میماند.
«لا تَسْتَوِی الْحَسَنَةُ وَ لَا السَّیِّئَةُ»
۳- یک نمونهی عملی دعوت به سوی خدا (که در آیهی قبل آمده بود) دفع بدیهای مردم با برخوردهای خوب است.
«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ»
۴- در برخورد با مخالفان، اخلاق نیک کافی نیست، تهاجم اخلاقی لازم است «ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (دفع بدیهای دشمن با روش نیکو کافی نیست، بلکه به نیکوترین روشها و برترین رفتارهای اخلاقی نیاز است).
۵- کیمیای واقعی، آن نیست که مس را طلا کند، بلکه برخوردی است که دشمنی را به محّبت تبدیل نماید.
«ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ» (روز فتح مکّه شعار بعضی از مسلمانان «انتقام، انتقام» بود ولی پیامبر اکرم فرمود: امروز روز انتقام نیست بلکه روز رحمت و مرحمت است).
۶- سعهی صدر شرط توفیق در تبلیغ است.
ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ- … کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ
۷- توجّه به نتیجهی کار، انگیزهی انسان را بالا میبرد.
(اگر بدانیم که نتیجهی برخورد خوب، تبدیل دشمن به دوست است، انگیزهی این کار در ما زیاد میشود.
ادْفَعْ بِالَّتِی هِیَ أَحْسَنُ- … کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ
۸- در رفتارهای شایسته، اگر دشمن دوست نشود لااقل حیا و شرمندگی در او به وجود میآید و او را به رفتار دوستانه وادار میکند.
«کَأَنَّهُ وَلِیٌّ حَمِیمٌ»
۹- ارزش دوست به گرمی اوست.
«وَلِیٌّ حَمِیمٌ»