۵ روایت از تئاتر ۱۴۰۳؛ از طلسم شدن طرح حریم تا جشنوارهای که فراموش شد
تئاتر ایران در ۱۴۰۳ با رویدادهایی چون انتصاب معاونت هنری خانم، برگزار نشدن جشنواره تئاتر دانشگاهی، بلاتکلیفی حریم تئاترشهر، نامشخص بودن وضعیت صنفی تئاتر و چالشهای جشنواره فجر همراه بود.

خبرگزاری مهر-گروه هنر-علی حیدری؛ اگر به رخدادهای تئاتری سال گذشته نگاهی موشکافانه بیندازیم متوجه وقایعی میشویم که تعدادی از آنها تکراری است و اهالی تئاتر هر ساله با وقایع اینچنینی برخورد میکنند؛ اما امسال میان اتفاقات تکراری و ملال آور با رویدادهای تازهای نیز، طرف بودیم.
در ادامه به روال سالهای گذشته به معرفی و بررسی ۵ رویداد تئاتری میپردازیم که در میان اتفاقات تئاتری سال گذشته، شاخصتر بوده اند.
روایت اول؛ انتصاب معاون هنری خانم برای اولین بار!
شاید مهمترین رویدادی که اهالی تئاتر را متعجب کرد، انتصاب معاونت هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بود؛ این انتصاب برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی ایران صورت گرفت که یک زن به عنوان معاون حوزههای محتوایی در این وزارتخانه منصوب شود.
پیش از اعلام رسمی این رویداد گمانهزنیهای بسیاری شکل گرفت و امواج مختلفی از نظرات مثبت و منفی به جریان افتاد که برخی از این گمانهزنیها حاصل یک تغییر جنسیتی برای بار نخست بود که ناخودآگاه چشمها را به سمت خود خیره کرد.
قبل از نادره رضایی افرادی چون محمود سالاری، سید مجتبی حسینی، علی مرداخانی، حمید شاهآبادی، محمدحسین ایمانیخوشخو عهدهدار سمت معاون هنری وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی بودند و این انتخاب شاید انتخابی ریسکی برای سید عباس صالحی بود.
روایت دوم؛ برگزار نشدن دوباره جشنواره تئاتر دانشگاهی
برگزار نشدن جشنواره تئاتر دانشگاهی پس از شیوع ویروس کرونا، به قصهای تکراری و کلیشهای تبدیل شده و از جانب وزارت علوم، تحقیقات و فناوری نیز هیچ پاسخ درخوری در این باب داده نشده است؛ این رفتار جز بیتوجهی و بیاهمیتی به مساله تئاتر دانشگاهی هیچ تلقی دیگری را ایجاب نمیکند و این شائبه را به وجود میآورد که انگار وزارت علوم هزینه کردن برای تئاتر را ضرر میداند و بر این باور است که هرجا جلوی ضرر را بگیریم، منفعت است.
غافل از اینکه این رویداد همیشه در پرورش نسل تازه و توانمند تئاتری موفق ظاهر شده و چهرههای معتبری را به تئاتر و سینمای بدنه معرفی کرده است.
نظر دبیر بیست و یکمین جشنواره تئاتر دانشگاهی چه بود؟
حسین عبداللهی دبیر بیست و یکمین جشنواره بینالمللی تئاتر دانشگاهی، درباب ضرورت برگزاری این جشنواره، به خبرنگار مهر، توضیحاتی را ارائه کرد که در ادامه بخشی از آنرا میخوانید.
وی درباره اینکه برگزاری جشنواره تئاتر دانشگاهی چه تأثیری بر روند تئاتر ایران داشته و برگزار نشدن آن چه آسیبهایی را به بدنه هنرهای نمایشی وارد میکند، تصریح کرد: جشنواره تئاتر دانشگاهی آینده دانشجویان علاقهمند به هنرهای نمایشی و تئاتر را رقم میزند، آثارشان در این جشنواره توسط هنرمندان دیگر دیده و شناختهشدهتر میشوند.
دانشجویانی که در جشنواره شرکت میکنند بعدها وارد فضاهای دیگری نظیر تئاتر بدنه و سایر فضاهای اجرایی میشوند و به نوعی آیندهسازان فرهنگ و هنر این سرزمین هستند.
برگزار نشدن جشنواره به آینده دانشجویان ضربه و آسیب میزند و فرصت آزمون و خطا و دیدهشدن را از آنها میگیرد.
جشنواره باعث تکاپو و تلاش بین جامعه تئاتر دانشجویی میشود.
جشنواره تئاتر دانشگاهی نسبت به جشنوارههای دیگر مخاطب بیشتری داشته و دارد و هیچ گاه نشده بود که سالنهای جشنواره تئاتر دانشگاهی خالی باشد.
همیشه سالنها مملو از مخاطب علاقهمند به تئاتر دانشگاهی بوده است.
مجتبی جدی درباره این رویداد هنری چه گفت؟
یا مجتبی جدی دبیر بیست و سومین جشنواره تئاتر دانشگاهی درباره این موضوع که آیا یکی از دلایل برگزار نشدن جشنواره تئاتر دانشگاهی اهمیت نداشتن این رویداد از دیدگاه مدیران و مسئولان فرهنگی و هنری است؟
عنوان کرد: واقعیت این است که جشنواره تئاتر دانشگاهی برای مدیران و مسئولان اهمیتی ندارد و اگر مدیری به برگزاری این رویداد علاقه نشان داده به دلیل رویکرد آن دوره از وزارتخانه علوم به توسعه کارهای فرهنگی است.
جشنواره تئاتر دانشگاهی در وزارت علوم ردیف بودجه ندارد و فعالیت فوق برنامه است، یعنی اگر امکاناتش باشد برگزار میشود و اگر نباشد وزارت علوم ملزم به برگزاری جشنواره تئاتر دانشگاهی نیست.
از طرف دیگر چون همیشه جشنواره تئاتر دانشگاهی حاشیههایی به همراه داشته است، برخی مدیران دوست ندارند دوران مدیریتشان با چالش مواجه شود.
این در حالی است که همیشه متن ماجرای جشنواره تئاتر دانشگاهی به حاشیههایش چربیده است و کارهایی که از جشنواره بیرون آمدهاند بر جریان تئاتر کشور تأثیرگذار بودهاند.
بخشی از جریان تئاتر ما مدیون جشنواره تئاتر دانشگاهی است.
در مجموع به انضمام ۲ نظری که مطرح شد، آرای مختلفی درباره چرایی برگزار نشدن این رویداد مهم تئاتری وجود دارد، اما چیزی که در تئاتر بدنه کشور به وضوح دیده میشود، تزریق نشدن خون تازه به این جریان بااهمیت تئاتر کشور است و مماس با آن بحران کم سوادی در بازیگران، نویسندگان و کارگردانان جوان است که ضد جریانی به نام تماشاخانههای خصوصی، فرصت اجرا را برای هر فردی که از امکانات مالی مناسبی برخوردار باشد، مهیا میکند و اهمیتی ندارد فرد مذکور به چه اندازه لیاقت و توانایی لازم را برای اجرای یک اثر نمایشی دارا باشد.
به عبارت بهتر با نازل شدن شأن اجرا، دانشجویان پرتلاش این حرفه دلسرد شده اند و به این باور رسیدهاند که در این ساختار اضافی و طفیلی هستند و وقتی که امکان تولید و ارائه اثر را در روی زمین پیدا نکنند به سراغ اجراهای زیرزمینی میروند و اتفاق این خبر از معیوب بودن سیاستهای حاکم بر تئاتر کشور را میدهد.
نکته مورد توجه این است که جشنواره تئاتر دانشگاهی مجال ارائه اثر حتی برای دانشجویان تندرو با تفکرات متفاوت را هم به وجود میآورد که این فرصت مانند یک ضربهگیر عمل میکرد و سبب تلطیف ذهنیت این قبیل از دانشجویان میشد.
برگزاری رویدادی چون جشنواره تئاتر دانشگاهی در نهایت مانع اقداماتی چون شکل گیری تئاتر زیرزمینی میشد اتفاقی که در حال حاضر اجتناب ناپذیر است و هر روز بیشتر از گذشته جوانان تئاتری جذب چنین فضایی میشوند.
روایت سوم؛ کار حریم تئاترشهر به کجا رسید؟!
کلنگ حریم تئاترشهر در ۲ دی ۱۴۰۲ با حضور وزیر وقت فرهنگ و ارشاد اسلامی زده شد.
در حالی که حدود ۴۵۰ روز از کلنگزنی حریم این مجموعه میگذرد اما امروزه روز مجموعه تئاترشهر که قطعاً برای اهالی تئاتر بنایی مهم و ارزشمند است، در حصر یک حریم موقت که دائمی شده است، قرار دارد که به هیچ درخور مهمترین مجموعه نمایشی کشور نیست.
با وجود مطالبههای پیدرپی رسانههای مختلف، جز وعدههای پوشالی، اقدامی صورت نگرفته است.
روزی که حریم را برداشتند!
روزی که حریم تئاترشهر برداشته شد، این احتمال برای مسئولان مربوطه آنچنان چشمگیر نبود که نبود حریم، سبب آسیبهایی فیزیکی و اجتماعی به این بنا میشود.
اما وجود این حریم نیمه کاره نیز در نهایت جز خراب کردن جلوه بصری این بنا، ثمره دیگری نداشته و همچنان افراد بزهکار در محوطه تئاترشهر حاضر هستند و این محیط را برای حضور خانوادهها به محیطی ناامن بدل میکند.
پیش از برگزاری جشنواره تئاتر فجر، اعلام شد که حریم تئاترشهر تا زمان برگزاری این رویداد به صورت نهایی، آماده بهرهبرداری است اما این وعده هم عملی نشد و همچنان تئاترشهر در یک وضعیت نابهسامان و نامشخص به سر میبرد.
این بیتوجهی از جانب مسئولان نسبت به تئاتر انگار که دیگر نشانی از اعراب ندارد، گویی به راستی اصلاً برای مسئولان فرهنگی بالادستی هیچ اهمیتی ندارد که تئاترشهر از نبود حریم درست و اصولی مورد گزند قرار بگیرد.
همه موارد فوق در نهایت به یک نتیجه منجر میشود که تئاتر همچنان فرزند سرراهی دولت است و سینما نورچشمی و فرزند خلف!
این تبعیض فاحش میان سینما و تئاتر تا چه زمانی ادامهدار خواهد بود، مشخص نیست!
روایت چهارم؛ انجمنهای خانه تئاتر به انجمن صنفی تبدیل شد؟
عمده رخدادهای تئاتری برجسته در هرسال، ریشهای کهن در سالهای پیشین خود دارد اما انگار هر سال قصه از سر گرفته میشود و در انتهای سال شاهد هستیم تغییر چندان و چشمگیری صورت نگرفته است.
ماجرای تبدیل انجمنهای خانه تئاتر به انجمن صنفی نیز موضوعی است که چند سالی میشود، مطرح است و هنوز به سر منزل مقصود خود نرسیده است.
امسال با برگزاری سلسله نشستهایی مواجه بودیم، تحت عنوان «انجمنها و نظام صنفی هنری» که این نشستها با پیگیریهای شهرام گیلآبادی برگزار شد؛ قطعاً برگزاری نشستهای اینچنینی اقدام مثبتی است اما هنگامی که پس از آن عملی صورت نگیرد، اثری نیز بر فضای انجمنهای خانه تئاتر نخواهد گذاشت، البته این مجموعه نشستها به تازگی به پایان رسیده است و شاید زمان بیشتری برای رؤیت نتایج این سلسله نشستها نیاز است.
توسعه و پیشرفت یا محدودیت و کاستی؟
بهزاد صدیقی نمایشنامهنویس، پژوهشگر، مدرس دانشگاه و عضو هیئت مدیره اسبق کانون نمایشنامهنویسان و مترجمان تئاتر ایران در مورد عملکرد ۲۵ ساله خانه تئاتر با خبرنگار مهر به گفتگو پرداخت.
وی درباره روندی که خانه تئاتر طی کرده است، گفت: خانه تئاتر که در سال ۱۳۷۸ تأسیس شده تا این لحظه، دوران پر فراز و فرودی را پشت سر گذاشته است.
البته فرازش کم بوده است و شاید در ابتدا که چنین نهاد شبهصنفی و مکانی که هنرمندان تئاتر در آن عضو شوند تا این نهاد پیگیر مطالبات، مشکلات شغلی، مسائل بیمه و بیکاری و کمککننده به پیشرفت فعالیت هنرمندان تئاتر باشد، وجود نداشت.
متأسفانه در طی این سالها هر سال به جای توسعه و پیشرفت، بیشتر با محدودیتها، کاستیها و مشکلات عدیدهای که در نظام صنفی تئاتر وجود دارد، مواجه شدهایم.
این مشکلات را میتوان به چند دسته تقسیم کرد، اول اینکه مشکلات شغلی و معیشتی اعضا است که هرگز و هرگز خانه تئاتر برای اعضای ۱۷ انجمن خود، امکانات شغلی را تا جایی که من به خاطر میآورم، فراهم نکرده است، شاید در مواردی نادر و آن هم به دلیل پیگیریهای شخصی تعداد محدودی از اعضا، اقداماتی البته نه در خور توجه انجام شده باشد.
از دور دوم انتخابات خانه تئاتر خبری نشد!
مورد دیگری که لازم به توجه است موضوع انتخابات هیئت مدیره خانه تئاتر بود.
در روز ۲۶ خرداد مجمع عمومی سالیانه و انتخابات هیئت مدیره مرکزی خانه تئاتر در مجموعه تئاترشهر برگزار شد که به دلیل به حد نصاب نرسیدن اعضای حاضر، به نتیجهای ختم نشد و انتخابات به دور دوم موکول شد که پس از گذر از اتفاقاتی چون فوت نابههنگام شهید رئیسی و تغییر دولت، هیچ اعلام رسمی در راستای مشخص شدن زمان و مکان برگزاری دور دوم انتخابات صورت نگرفت.
نعیمیذاکر؛ ماندن یا رفتن؟
بحث دیگری که پس از برگزار نشدن دور دوم انتخابات هیئت مدیره خانه تئاتر رخ داد؛ موضوع جنجالی استعفای مقصود نعیمیذاکر بود که وی به دلایلی نامشخص استعفای خود را از سمت مدیرعاملی خانه تئاتر اعلام کرد و با وجود پذیرفته نشدن استعفایش از طرف هیئت مدیره این مجموعه، محل فعالیتش را ترک کرد.
نعیمیذاکر در طول مدت مدیرعاملی خود در خانه تئاتر شائبههای بسیاری را مطرح کرد از جمله محرز نبودن مالکیت سند خانه تئاتر که این موضوع با اطلاعیهای از جانب دفتر حقوقی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی پاسخ داده شد و در این اطلاعیه عنوان شد که سند این ملک واقع در خیابان سمیه، در سال ۱۳۸۴ به نام «مؤسسه فرهنگی هنری خانه تئاتر» انتقال یافته است.
مورد بعدی تخصیص ندادن بودجه ۲ و نیم میلیاردی کمک هزینه درمان بیماری کرونا به هنرمندان که از سوی بنیاد مستضعفان اعطا شده بود که این مورد هنوز به نتیجه خاصی منجر نشده است.
همچنین سرمایهای که بنا بود توسط شهاب حسینی به خانه تئاتر تزریق شود، بنا به گفته نعیمی ذاکر به دلیل کارشکنیهای یکی از اعضای هیئت مدیره انجام نگرفت، گویا دلیل اصلی شکل نگرفتن این همکاری، رخ دادن یک دعوای صوری میان اعضای هیئت مدیره بوده است که پس از آن شهاب حسینی نیز میلی به همکاری نداشته است.
سرانجام نعیمیذاکر پس از درخواست استعفای خود و رد شدن این درخواست توسط هیئت مدیره، دیگر در محل کار حاضر نشد و خانه تئاتر به عنوان یکی از نهادهای تئاتری مهم در ایران، در وضع کنونی مدیرعامل ندارد!
روایت پنجم؛ جشنواره تئاتر فجر و حاشیههایی که پایان ندارد ...
چهلوسومین جشنواره بینالمللی تئاتر فجر از ابتدا نامستحکم شروع به حرکت کرد؛ نشست خبری جشنواره در شرایطی برگزار شد که پوستر آن آماده رونمایی نشده بود، سرپرست اداره کل هنرهای نمایشی و دبیر جشنواره، جز مرثیهگویی حرف تازهای برای گفتن به خبرنگاران تئاتر نداشتند.
گوش اصحاب رسانه حوزه تئاتر، به شنیدن کلیدواژههایی چون بودجه ناکافی و نبود امکانات و امثالهم از جانب مدیران هنری عادت کرده است و در همین راستا خیرالله تقیانی پور دبیر جشنواره در نشست خبری از پذیرش کسوت دبیری به شکلی سخن گفت که سراسر بوی پشیمانی از قبول کردن این مسئولیت میداد.
حریم تئاترشهر حتی به جشنواره تئاتر فجر هم نرسید و مسئولان مربوطه که در نشست حاضر بودند در پاسخ به مطالبات خبرنگاران تنها طفره رفتن را چاره دیدند تا بیان پاسخی در خور، در نهایت گزارش این نشست خبری هیچ پاراگرافی با موضوعیت دستاوردهای چهلوسومین جشنواره تئاتر فجر نداشت.
در افتتاحیه جشنواره، مجری مشخصی وجود نداشت و در ابتدا اتابک نادری سرپرست اداره کل هنرهای نمایشی مجری برنامه بود و از جایی به بعد جای خود را به ایوب آقاخانی داد و به شکلی کاملاً عینی، مشخص بود که برنامهریزی مشخصی در مورد اجرای برنامه صورت نگرفته است در حالی که پیش از این به صورت غیررسمی اعلام شده بود که افتتاحیه جشنواره قرار است در شهر مشهد برگزار شود اما این برنامه نیز بدون توضیحی منتفی شد.
دانشجویان در دبیرخانه تئاتر فجر؛ عملگی یا کارورزی؟
جشنواره تئاترفجر حین برگزاری جشنواره فراخوانی مبنی بر پذیرش دانشجویان برای کار کردن به صورت افتخاری در دبیرخانه منتشر کرد.
موضوع این است که به اندازه کافی دانشجویان تئاتر مورد بیتوجهی واقع شدهاند و در حسرت یک شغل مرتبط و یا یک اجرای عمومی مانده اند که این قبیل فراخوانها جز خون کردن دل آنها ثمره دیگری ندارد،
البته کارورزی در دبیرخانه جشنوارههای معتبر موضوعی است که در تئاتر سراسر دنیا مرسوم است اما در تئاتری که امروزه هیچ جایی برای دانشجوی این رشته ندارد و باید در مشاغل کاملاً بیگانه و غیرمرتبط امرار معاش کند، این جور فراخوانها دردی را دوا نمیکند.
مخاطبان با تئاتر فجر آشتی کردند؛ افزایش کیفی آثار حاضر
در ایام برگزاری جشنواره، شاهد شور و شوقی از جانب تئاتر دوستان بودیم که شاید در ۲ سال گذشته سراغ نداشتیم و امسال انگار مخاطبان تئاتربین دوباره به سالنهای نمایش بازگشتند تا شاهد آثار جشنواره باشند.
همچنین امسال از لحاظ کیفی آثار انتخاب شده در قیاس با سال قبل، از کیفیت بهتری برخوردار و تعداد آثار قابل توجه نیز بیش از دوره پیشین بود.
نبود جایگاه مشخص برای خبرنگاران در سالنهای اجرا
اما اصحاب رسانه همچنان برای دیدن آثار چالش دارند، زیرا صندلیهای مشخصی در جایگاه مخاطبان در سالنهای جشنواره برای آنها مشخص نشده است و مسئولان هر سالن از پس کنترل مخاطبانی که قصد ورود به سالن را دارند، برنمیآیند و سرانجام بسیاری اوقات پیش میآمد که صندلی خالی برای نشستن خبرنگاران وجود نداشت.
اما از نکات مثبت افتتاحیه و اختتامیه جشنواره تئاتر فجر در این دوره، نبود سخنرانیهای طولانی و بیثمر بود که تنها کار خبرنگاران را سخت میکرد که در این دوره شاهد بهبود این موضوع بودیم.
در اختتامیه جشنواره، برنامه کارگردانی مطلوبی داشت و مراسم (به استثنای اجرای کم رمق علی ضیا) با ریتم مناسبی پیش رفت و حضار را خسته نکرد.
همچنین از اقدامات شایسته توجه میتوان به قدردانی از ۲ خبرنگار با سابقه تئاتر اشاره کرد؛ اتفاقی کم سابقه که به این دسته از افراد که بیمنت برای ارتقای تئاتر این مملکت میجنگند توجه نسبتاً درخوری صورت گرفت.