سلطان سوار بر مَرکب توهم؛ تمامیت ارضی خط قرمز ایران
باشگاه خبرنگاران جوان؛ مهسا حنیفه - رجب طیب اردوغان، سلطان خودخواندهای که با رویای احیای امپراتوری عثمانی بر تخت قدرت تکیه زده، با اظهاراتی گستاخانه علیه تمامیت ارضی ایران مبنی بر اینکه تبریز، شهر تاریخی و غیور ایران، بخشی از «جغرافیای معنوی» جهان ترک است، نشان داد که این سیاستمدار جاهطلب در بحبوحه بحرانهای داخلی ترکیه و منطقهای پرده نیت شومی در سر میپروراند.
توهمات اردوغان و تعرض به تاریخ ایران
اظهارات گستاخانه رجب طیب اردوغان در نشست خبری امروز (۵ فروردین) پس از جلسه کابینه در مجتمع بئشتپه آنکارا، بار دیگر نیات شوم او را برملا کرد.
او تبریز را «جغرافیای معنوی» جهان ترک خواند و با اشاره به نبرد چاناکقالا ادعا کرد: «از سوریه تا غزه، از حلب تا تبریز، از موصل تا قدس شهدا از چهار گوشه جغرافیای معنویمان در کنار هم آرمیدهاند.» این سخنان، که با پوشش گسترده رسانههای رسمی ترکیه همراه شد، نهتنها تحریفی آشکار از تاریخ است، بلکه تلاشی مذبوحانه برای دستاندازی به هویت ایرانی تبریز به شمار میرود.
اردوغان با این ادعا، گویی میخواهد تبریز را که قرنها سنگر فرهنگ و تمدن پارسی بوده، به بخشی از قلمرو خیالی پانترکیسم خود بدل کند.
تبریز، شهری که در تاریخ پرشکوهش بارها در برابر تهاجمات عثمانیها و دیگر دشمنان ایستادگی کرده، هرگز زیر یوغ بیگانه نرفته و همواره بخشی جداییناپذیر از ایرانزمین بوده است.
این اظهارات، که ریشه در ذهن جاهطلب و آشوبزده اردوغان دارد، نهتنها توهینی به ملت ایران، بلکه هشداری به منطقه درباره بلندپروازیهای خطرناک اوست.
او با وصل کردن تبریز به نبرد چاناکقالا، که هیچ ارتباطی با ایران ندارد، سعی دارد روایتی جعلی از تاریخ بسازد و هویت این شهر را به نفع رویاهایش مصادره کند.
اما این لفاظیها در برابر حقیقت استوار تبریز رنگ میبازد؛ شهری که پیش از ظهور عثمانیها، مرکز قدرت و فرهنگ در ایران بود و هیچگاه در قلمرو ترکها قرار نداشت.
اردوغان با این سخنان، نهتنها به ایران، بلکه به مردم غیور تبریز تعرض کرده که همواره با غیرت خود پاسخ بیگانگان را دادهاند.
بازداشت اماماوغلو؛ سرکوب رقیب برای فرار از شکست
همزمان با گستاخی اردوغان علیه تبریز، بازداشت اکرم اماماوغلو، شهردار محبوب استانبول و رقیب اصلی او، لایه دیگری از استیصال این سیاستمدار را نمایان کرده است.
اماماوغلو، که به اتهامات فساد مالی و ارتباط با گروههای غیرقانونی دستگیر شد، از سوی حزب جمهوریخواه خلق بهعنوان امید مردم برای پایان دادن به سلطه اردوغان مطرح بود.
این بازداشت، که درست در آستانه اعلام نامزدی او برای انتخابات ریاستجمهوری رخ داد، با ابطال مدرک تحصیلیاش توسط نهادهای تحت کنترل دولت همراه شد تا او را کاملاً از صحنه سیاسی حذف کند.
این اقدام، که بوی دیکتاتوری و ترس از شکست میدهد، نشاندهنده عمق ضعف اردوغان است که دیگر به توانایی خود برای رقابت عادلانه ایمان ندارد.
بازداشت اماماوغلو، که با موجی از اعتراضات در ترکیه همراه شد، گویی بخشی از سناریویی بزرگتر است که با اظهارات تحریکآمیز درباره تبریز تکمیل میشود.
اردوغان با سرکوب رقیب در داخل و تهدید همسایگان در خارج، سعی دارد آخرین نفسهای قدرت خود را حفظ کند.
اما این سیاستهای سرکوبگرانه، نهتنها او را نجات نخواهد داد، بلکه خشم مردم ترکیه را که از سرکوب و ناکارآمدی به ستوه آمدهاند، دوچندان کرده است.
ترکیه در آتش خشم مردم؛ اعتراضات خیابانی و لرزه بر تخت سلطان
بازداشت اماماوغلو، مانند جرقهای بود که آتش اعتراضات گسترده را در ترکیه شعلهور کرد.
خیابانهای استانبول، آنکارا و ازمیر این روزها شاهد حضور مردمی است که با شعارهای ضددولتی، خشم خود را از سیاستهای اردوغان فریاد میزنند.
این ناآرامیها، که با سرکوب خشن پلیس و بازداشت صدها نفر همراه شده، ریشه در بحران اقتصادی، تورم لجامگسیخته و سرکوب آزادیها دارد.
بازداشت اماماوغلو، که بهعنوان نماد مقاومت در برابر دیکتاتوری اردوغان شناخته میشد، نقطه عطفی در این اعتراضات بود و مردم را به خیابانها کشاند.
مردم ترکیه، که زیر بار گرانی و بیکاری کمر خم کردهاند، دیگر فریب این بازیهای سیاسی را نمیخورند و بهخوبی میدانند که ریشه بدبختیهایشان در کاخ اردوغان در آنکاراست.
این اعتراضات که بزرگترین چالش داخلی این سیاستمدار دیکتاتور در سالهای اخیر است، نشان میدهد که پایههای قدرت او بیش از هر زمان لرزان شده و او برای بقا، به هر حربهای، از سرکوب رقیب تا تهدید همسایگان، متوسل میشود.
دستهای آلوده در سوریه؛ سیاستهای دوگانه اردوغان
نقش اردوغان در بحران سوریه، بخش دیگری از کارنامه سیاه اوست که با ادعاهایش درباره تبریز پیوند خورده است.
او که حلب را در کنار تبریز بهعنوان بخشی از «جغرافیای معنوی» خود نام برد، در عمل با حمایت از گروههای تروریستی و اشغال بخشهایی از خاک سوریه، به ویرانی این کشور کمک کرده است.
از ارسال تسلیحات به گروههای افراطی تا حضور نظامی در عفرین و ادلب، ترکیه تحت رهبری اردوغان به عاملی برای بیثباتی منطقه تبدیل شده است.
این سیاستها، که با ادعای معنویت و برادری در تضاد است، چهره واقعی او را نشان میدهد؛ مردی که برای پیشبرد جاهطلبیهایش از هیچ اقدامی فروگذار نیست.
حالا اردوغان، که در سوریه شکست خورده، با گستاخی به تبریز چشم دوخته، گویی میخواهد با تحریف تاریخ، ناکامیهایش را جبران کند.
پایان خط سلطان؛ سقوط در انتظار اردوغان
اردوغان در آستانه پایان خط است.
اعتراضات داخلی، انزوای منطقهای و شکست در سوریه، آیندهای تاریک برای او رقم زده است.
بازداشت اماماوغلو، که صدای مردم ترکیه بود، نهتنها خشم عمومی را برانگیخت، بلکه به جهانیان نشان داد که او دیگر به دموکراسی اعتقادی ندارد.
گستاخی علیه تبریز نیز آخرین میخ بر تابوت اعتبار او بود.
اگر این مسیر ادامه یابد، نامش بهعنوان سیاستمداری در تاریخ ثبت خواهد شد که کشورش را به بحران و منطقه را به تنش کشاند.