رسالت رسانه و بیعت با آرمان قدس
هر شهادتی، بهانه ای برای بیعت با آرمان دوربین به دوش ها و میکروفون به دست های نجیبی است که در روزگار گلوله و آتش، قلم به دست گرفتند و روایت کردند و اینک، روز قدس نیز میعادگاه آزادگان جهان برای آرمانی شریف است که نام آن قدس است.

بهگزارش خبرگزاری تسنیم از تبریز، هنوز روزهای آشوب قدس به پایان نرسیده است و هنوز هم پس از بمبارانها و کودککشیهای روزمره صهیونیستها، لبخند آزادیخواهی مردمان قدس از چهرهشان زدوده نشده است.
هنوز خبر جنایت صهیونیستها در صدر اخبار جهانی است و روزی نیست که خونی در فلسطین و غزه بر زمین ریخته نشود.
اگرچه که آرمان قدس را با ریختن خونهای کودکان، زنان، جوانان و مردمان آزادیخواه خواستهاند به مسلخ نابودی بکشانند اما آنچه به ثمر نشسته، بیداری مردمانی است که تا نسلهای دیگر خود، آرمان آزادی را از یاد نخواهند برد و همچون گذشتهها حتی با فلاخنی، به جنگ آتش و خون خواهند رفت.
اینروزها، از لبخندهای کودکانی که خوب میدانند معنای شهادت و مقاومت چیست تا لحظهنگاریهای شکوهند زندگی آزادیخواهان قدس در میان آواری از خون و آتش، همه در قاب رسانه، جلوهگر میشود.
همین چند روز قبل بود که در آستانه روز قدس، حسام شبات، خبرنگار 21 ساله فلسطینی به شهادت رسید و پس از شیرین ابوعاقله و دیگر پیامبران رسانه در عصر آتش و خون، میراثی از خود به جای گذاشت که نام آن چیزی جز جاودانگی روایت نمیتواند باشد.
این آخرین پیام حسام شبات خبرنگار شهید فلسطینی است که میگوید صحبت درباره غزه را متوقف نکنید.
این پیام نهایی حسام شبات است که میگوید اگر در حال خواندن این متن هستید، یعنی کشته شدهام - احتمالاً هدف قرار گرفتهام - توسط نیروهای اشغالگر اسرائیل.
وقتی این همه شروع شد، فقط 21 سال داشتم - دانشجوی دانشگاه با رؤیاهایی مانند هر کس دیگر.
در 18 ماه گذشته، هر لحظه از زندگیام را وقف مردم و وحشتهایی کردم که در شمال غزه به وقوع پیوستند.
اینها حرفهای جوان 21 سالهای است که با آتش و خون زیسته و میگوید: لحظهبهلحظه مستند کردم، مصمم بودم که حقیقتی را که میخواستند پنهان کنند، به جهان نشان دهم.
روی سنگفرش خیابانها، در مدارس، در چهارراهها - هر جایی که میتوانستم، میخواستم.
هر روز برای بقا جنگیدیم، ماهها گرسنگی کشیدیم، اما هرگز از کنار مردم دور نشدم.
حسام شبات جوانی که دوربین و میکروفون به دست گرفته و میگوید: به خدا قسم، وظیفهام را بهعنوان یک روزنامهنگار انجام دادم، جانم را به خطر انداختم تا حقیقت را گزارش کنم، و حالا بالاخره آرامشی چیزی که در 18 ماه گذشته آن را تجربه نکردم، دارم.
همه این کارها را انجام دادم چون به آرمان فلسطین ایمان داشتیم.
معتقدم که این سرزمین از آن ماست و بزرگترین افتخار زندگیم این بوده که در راه دفاع از آن و خدمت به مردمش جان بدهم.
اکنون، پس از رسالت پیامبران روایت آتش و خون، چنین خواستهای که صحبت درباره غزه را متوقف نکنید و اجازه ندهید که جهان رویش را برگرداند؛ به مبارزه ادامه دهید، به بازگو کردن داستانهای ما ادامه دهید - تا زمانی که فلسطین آزاد شود، نباید به فراموشی سپرده شود.
بازخوانی آخرین پیام وصیتگونه یک خبرنگار جوان 21 ساله، چیزی بیشتر از آخرین پیام است؛ حال آنکه در مقام یک مرامنامه و حتی فراتر از آن است که هر رسانهای و هر خبرنگاری را و هر وجدان بیداری را به روایت فرامیخواند.
امروز، پس از سالهای متمادی آتشوخون، اگر میراث مقاومت و شهادت بر جای مانده است، نقش روایت مقاومت کمتر از نقش گلولههای داغ نیست و هر روایت، پیش از آنکه بر پیشانی صهیونیستها جای خود را پیدا کند، کار خود را کرده است و روایت آزادی قدس، مهمترین گام برای آزادی قدس است.
اینک، هر خبرنگار، هر روزنامهنگار، هر رسانه و هر انسانرسانهای رسالتی دارد که آن زنده نگه داشتن آرمان قدس است؛ در روزگاری که رسانههای صهیونی، آرمان قدس را به فراموشخانه ذهن خود سپردهاند، این رسالت بر دوش رسانههایی است که آزادی و مقاومت و شهادت را با یکدیگر معنا میکنند.
هر شهادتی، بهانهای برای بیعت با آرمان دوربینبهدوشها و میکروفونبهدستهای نجیبی است که در روزگار گلوله و آتش، قلم به دست گرفتند و روایت کردند و اینک، روز قدس نیز میعادگاه آزادگان جهان برای آرمانی شریف است که نام آن قدس است.
حال، روز قدس را برای پاسداری از خون آنان که با روایت به جنگ با جنایت آمدند، باید به میدان آمد و فریاد مرگ بر اسرائیل و مرگ بر آمریکا سر داد تا رسالت شیرین ابوعاقلهها و حسام شباتها از خاطر ما زدوده نشود.
انتهای پیام/