خبیر‌نیوز | خلاصه خبر

سه شنبه، 12 فروردین 1404
سامانه هوشمند خبیر‌نیوز با استفاده از آخرین فناوری‌های هوش مصنوعی، اخبار را برای شما خلاصه می‌نماید. وقت شما برای ما گران‌بهاست.

نیرو گرفته از موتور جستجوی دانش‌بنیان شریف (اولین موتور جستجوی مفهومی ایران):

چرا پاسخ ترامپ را دادیم؟ / همیشه گفت‌وگو، گاهی توافق، گاهی زد و خورد

مشرق | سیاسی، برگزیده | شنبه، 09 فروردین 1404 - 17:24
خشم مقدس نظام اسلامی از بابت ظلمی که آمریکا به ایران و ایرانی روا داشته هرگز به معنی ذبح عقلانیت و مصلحت نیست. و مصلحت نیز اغلب اقتضا دارد که باب گفتگو باز باشد. اگرچه گاهی اقتضائات دیگری هم هست.
ايران،مذاكره،نامه،اسلامي،پاسخ،آمريكا،نظام،جمهوري،باب،مصلحت،گ ...

سرویس سیاست مشرق _ با اعلام وزیر امور خارجه کشورمان مشخص شد که جمهوری اسلام ایران علیرغم نمایش تبلیغاتی دانلد ترامپ، رئیس جمهور آمریکا پیرامون ارسال نامه به ایران و اتخاذ ادبیات دشمنانه، اما به این نامه پاسخ داده است.
سیدعباس عراقچی، وزیر امور خارجه در حاشیه راهپیمایی روز جهانی قدس درباره جزئیات پاسخ ایران به نامه آمریکا گفته بود: نامه ترامپ حاوی تهدیدهایی بود.
اما جمهوری اسلامی ایران به هیچ وجه تهدیدپذیر نبوده و نخواهد بود.
به گزارش مشرق، رئیس دستگاه دیپلماسی بیان کرد: ابعاد مختلف نامه را مورد بررسی دقیق قرار دادیم و پاسخ مقتضی به شکل مقتضی ارسال شد.
[1]
چند روز قبل نیز سید کمال خرازی، رئیس شورای راهبردی روابط خارجی در تحلیل راهبرد مذاکراتی آمریکا و عدم استقبال جمهوری اسلامی ایران از آن گفته بود: آنچه امروز در رفتار هیأت حاکمه آمریکا مشاهده می شود یک جنگ روانی با القای سیاست «یا جنگ یا مذاکره» از طریق ارسال پیام های متضاد از سوی مسئولین آمریکایی است.
خرازی در عین حال تصریح می کرد: البته، جمهوری اسلامی ایران همه راه‌ها را نبسته است، بلکه آماده مذاکره غیرمستقیم جهت ارزیابی طرف مقابل، اعلام شرایط خود و اتخاذ تصمیم مقتضی است.
[2]
پاسخ عقلانی ایران به رفتارهای ترامپ همچنین در حالی است که رهبر معظم انقلاب، چندی قبل و طی سخنانی که در اسفندماه و در جمع کارگزاران نظام بیان فرمودند؛ در همین رابطه تصریح کردند:
"بعضی از دولتهای قلدر ــ واقعاً بنده هیچ تعبیری مناسب‌تر برای بعضی از شخصیّت‌ها و رؤسای خارجی، جز همین کلمه‌ی «قلدر» سراغ ندارم ــ اصرار به مذاکره میکنند، مذاکره‌ی آنها برای حلّ مسائل نیست، برای تحکّم است.
[میگویند] مذاکره کنیم تا آنچه را که میخواهیم، بر طرف مذاکره ــ که آن طرف میز نشسته ــ تحمیل کنیم؛ اگر قبول کرد که چه بهتر، اگر قبول نکرد جنجال راه بیندازیم که اینها از میز مذاکره فاصله گرفتند، از پای میز بلند شدند!
این تحکّم است.
مذاکره برای آنها راهی است، مسیری است برای طرح توقّعات جدید.
مسئله فقط مسئله‌ی هسته‌ای نیست که حالا راجع به مسائل هسته‌ای صحبت کنند؛ توقّعات جدیدی را مطرح میکنند که این توقّعات جدید از طرف ایران قطعاً برآورده نخواهد شد؛ [مثلاً] راجع به امکان دفاعی کشور، راجع به توانایی‌های بین‌المللی کشور، که فلان کار را نکنید، فلان کس را نبینید، فلان جا نروید، فلان چیز را تولید نکنید، برد موشکتان از آن فلان قدر بیشتر نباشد!
مگر کسی میتواند اینها را قبول کند؟
مذاکره برای این چیزها است.
و البتّه اسم مذاکره را هم تکرار میکنند برای اینکه حالا در افکار عمومی یک فشاری ایجاد کنند که بله، [این] طرف حاضر است برای مذاکره، شما چرا حاضر نیستید؟
[این] مذاکره نیست؛ تحکّم است، تحمیل است.
علاوه‌ی بر جهات دیگری، که حالا جای بحثش اینجا نیست و بنده هم امروز قصد ورود در این مسئله ندارم؛ حالا یک وقتی ممکن است در یک جاهایی بحث کنیم؛ لکن اجمالاً مسئله این است.
"[3]
این صحبت های مقام معظم رهبری که پس از اعلام ترامپ مبنی بر ارسال نامه به ایران صورت میگرفت از سوی عده ای اینطور تعبیر شد که گفتگویی در کار نخواهد بود و ایران به دلیل تهدیدات ترامپ قصدی برای پاسخگویی به نامه رئیس جمهور آمریکا را ندارد.
در عین حال اما در همان روزها برخی محافل تحلیلی نیز بیان کردند که پاسخ محکم و قاطع رهبر انقلاب همانند عصای موسی بود که نمایش تبلیغاتی دشمن را مهار کرد.
در عین حال اما این صحبت ها گامی دیگر در مسیر عقلانیت دیپلماسی ایران برای باز بودن همیشگی باب گفتگو و مذاکره در شرایط معقول بود.
این قال و مقال ها و تفسیرها ادامه داشت تا اینکه اخبار رسمی مربوط به پاسخ ایران به نامه آمریکا منتشر و مشخص شد که ایران اسلامی حتی با وجود تقلای ترامپ برای تهدید هم لکن باب گفتگو را نبسته و پاسخ او را داده است.
اما چرا نظام جمهوری اسلامی ایران بر خلاف برخی تصورات، پاسخ نامه آمریکا را داد و چرا حتی با وجود تهدیدات ترامپ اما ایران حاضر نشد باب گفتگو را ببندد!؟
پاسخ را باید در "عقلانیت شیعی" جستجو کرد.
حکمرانی در اسلام ناب یک امر لزوما صفر و صدی و یا یک رفتار سطحی نیست.
در این حکمرانی پیشرفته؛ هیچ باب مذاکره ای با هیچ دشمنی بسته نیست و نظام اسلامی نیز پیوسته با امر مهم "مصلحت" ملازم است.
مصلحتی که یک روز جنگ با صدام عفلقی را ایجاب می کند و روز دیگر مذاکره با او و حتی نامه نگاری با او را.
ماجرای ترامپ نیز در همین قاعده قابل بیان است.
او یک رئیس جمهور دوره ای و با دولت مستعجل 4 یا 8 ساله در آمریکاست که اگرچه ممکن است برخی رفتارهای هیجانی نیز داشته باشد اما چیزی خارج از تجربه ما از سایر روسای جمهور آمریکا نیست.
رئیسان جمهوری که جملگی در دشمنی با ایران و ایرانی فصل مشترک داشتند، از عظمت و اقتدار ایران می ترسیدند و می دانستند که نباید اژدهای خفته قدرت نظامی ایران را بیدار کنند.
بله!
ترامپ دیوانگی هایی مثل دستور ترور سردار رشید اسلام، حاج قاسم سلیمانی را هم در کارنامه خود دارد اما حتی همین رفتار مذبوحانه او نیز در پاردایم تقلای سایر روسای جمهور آمریکا برای دشمنی با ایران، اعمال تحریم علیه مردم و رها کردن سگ هاری به نام اسرائیل علیه ایران قابل ارزیابی است.
مسلما نظام جمهوری اسلامی ایران نه می خواهد و نه می تواند که غیظ خود از بابت این دشمنی ها، کین توزی ها و ترورها را فراموش کند.
زیرا همانطور که رأی مردم برای نظام و مسئولان کشور "حق الناس" است و به حفاظت تام نیاز دارد؛ منافع و آبروی ملی نیز حق الناس است و مسئولان کشور هرگز حق عبور از آنها را ندارند.
لکن همانطور که اشاره شد، خشم مقدس نظام اسلامی از بابت ظلمی که به ایران و ایرانی روا داشته شده است هرگز و هرگز به معنی ذبح عقلانیت و مصلحت نیست.
و مصلحت نیز اغلب اقتضا می کند که باب گفتگو باز باشد.
اگرچه گاهی اقتضائات دیگری مثل توافق یا حتی حمله به عین الأسد نیز وجود دارد.
البته تصریح می شود که این "گفتگو تحت هر شرایطی" هرگز به معنی "توافق به هر قیمتی" نیست.
بلکه مراد آن گفت‌وگویی است که متضمن حیثیت و منافع ملی ایران و اسلام باشد و بتواند نفعی برای مردم داشته باشد.
در این زمینه می توان به تجربه تلخ توافق برجام اشاره کرد که عملا هیچ نفعی به حال مردم و دولت ایران نداشت.
و در عین حال باید به تجربه ایران از مذاکرات منجر به آتش‌بس در ایام جنگ تحمیلی اشاره کرد که در عمل توانست بخش زیادی از منافع ایران اسلامی را تأمین کند و صدام را به عنوان متجاوز به جهان بشناساند.
اکنون و در ماجرای ترامپ نیز اگرچه بعید است که ترامپ نیتی خیرخواهانه داشته باشد اما ایران اسلامی هرگز مسدودکننده راه گفتگو نیست.
همچنانکه هیچ گاه نبوده است.
و پاسخ ترامپ نیز از همین رو داده شد تا مردم بدانند نظام اسلامی حتی در مقابل قاتل عزیزترین سرداران خویش نیز هرگز باب مذاکره را مسدود نمی کند تا اگر کسی امیدی به رفع مشکلات کشور از طریق مذاکره دارد؛ احساس نومیدی و سرخوردگی نکند.
از این نکته تجربی نیز نباید غافل شد که مذاکرات دوران جنگ 8 ساله که ما آنها را موفق ارزیابی می کنیم؛ در مقاطع ابتدایی جنگ و علیرغم گفتگوی دیپلماتیک با رژیم بعث عراق اما به پذیرش شرایط صدام و آتش بس منجر نشد.
زیرا منافع ملی ایران در مقطعی که دشمن برخی اراضی کشور را در اشغال داشت با پذیرش آتش بس محقق نمی شد.
خوانش این تجربه از آن رو ضروریست که بدانیم مصلحت رفتار نظام جمهوری اسلامی ایران در نپذیرفتن نامه ترامپ در مقطعی و پذیرش نامه او در مقطعی دیگر؛ چیزی جز عقلانیت و مصلحت ملی نبوده است.
دقت شود که عقلانیت و مصلحت ایرانی البته احتمالات مربوط به رفتارهای هیجانی اما محدود ترامپ را نیز از نظر دور نداشته (احتمالی شبیه به حمله محدود و بی اهمیت ترامپ به پایگاه شعیرات سوریه) و این توجه و هشدار در کنار پاسخ به نامه ترامپ نیز قطعا مد نظر است.
درباره احتمالات مربوط به رفتارهای هیجانی ترامپ؛ گزارش قبلی مشرق را در اینجا بخوانید.
***
1_mshrgh.ir/1701670
2_mshrgh.ir/1701382
3_https://khl.ink/f/59631