نویسندگانی که مرزهای ادبیات کودک را در دنیا تغییر دادند
برخی نویسندگان با خلق داستان هایی که مرزهای رایج را شکستند، استانداردهای جدیدی برای ادبیات کودک تعریف کردند.

به گزارش خبرگزاری تسنیم، محمدمهدی سیدناصری؛ پژوهشگر حقوق بینالملل کودکان در یادداشتی که در اختیار تسنیم گذاشته نوشت: «ادبیات کودک نهتنها ابزاری برای سرگرمی، بلکه یکی از مهمترین عناصر در شکلگیری تفکر، هویت و خلاقیت در کودکان است.
این مقاله با نگاهی جدید به این موضوع، بر این اصل تأکید دارد که کودکان نباید صرفاً مصرفکنندگان کتابهای تجاری و سطحی باشند، بلکه حق دارند به داستانهایی غنی، عمیق و تأثیرگذار دسترسی داشته باشند.
نویسندگان و ناشران در این زمینه نقش کلیدی ایفا میکنند و میتوانند با تولید و عرضه آثار فاخر، زمینه رشد فکری نسل آینده را فراهم کنند.
در دنیایی که رسانهها و محتوای دیجیتال بر ذهن کودکان سلطه یافتهاند، کتاب و کتابخوانی همچنان میتواند یکی از قدرتمندترین ابزارهای شکلدهی به دنیای درونی آنها باشد.اما همه کتابها ارزش خواندن ندارند.
برخی داستانها، بدون هیچ محتوای فکری یا عاطفی عمیق، تنها برای سرگرمی لحظهای طراحی شدهاند.
در مقابل، داستانهای غنی میتوانند در کودکان قدرت تحلیل، همدلی، تخیل و تفکر انتقادی ایجاد کنند.
چرا کودکان باید داستانهای غنی بخوانند؟
ادبیات کودک نباید تنها برای سرگرمسازی باشد، بلکه باید به سه نیاز اساسی کودکان پاسخ دهد:
1- پرورش تفکر و تخیل؛ داستانهای بزرگ، ذهن کودک را درگیر کرده و او را به کشف، پرسش و تفکر تشویق میکنند.
2- تقویت هوش هیجانی؛ قصههای عمیق به کودکان کمک میکنند تا احساسات خود و دیگران را بهتر درک نمایند.
3- رشد هویت فرهنگی و اجتماعی؛ ادبیات فاخر کودک میتواند به انتقال ارزشهای انسانی، ملی و فرهنگی کمک کند.
نویسندگانی که مرزهای ادبیات کودک را در دنیا تغییر دادند!
برخی نویسندگان با خلق داستانهایی که مرزهای رایج را شکستند، استانداردهای جدیدی برای ادبیات کودک تعریف کردند.
بهعنوان نمونه،هانس کریستین اندرسن، با داستانهایی چون دخترک کبریتفروش و لباس جدید امپراتور، پیچیدگیهای احساسی را به ادبیات کودک وارد کرد.
رولد دال؛ نویسندهای که با چارلی و کارخانه شکلاتسازی توانست به کودکان مفاهیم قدرت ذهنی و استقلال را بیاموزد.
موریس سنداک؛ با کتابهایی مانند جایی که وحشیها هستند، ادبیات کودک را از دنیای صرفاً شاد و بیدغدغه خارج کرد.
هوشنگ مرادی کرمانی؛ با آثاری چون قصههای مجید، تجربه زندگی واقعی و چالشهای کودکان ایرانی را به تصویر کشید.
ناشران و مسئولیت آنها در تولید آثار فاخر چیست؟
ناشران، در مقام دروازهبانان اصلی صنعت نشر، میتوانند نقش مهمی در ارتقای کیفیت کتابهای کودک ایفا کنند.
برخی ناشران بینالمللی و ایرانی که در این مسیر موفق بودهاند عبارتاند از:
1 ـ پافین بوکز (Puffin Books):ناشر بسیاری از آثار کلاسیک ادبیات کودک مانند ماتیلدا و پیتر خرگوشه.
2 ـ کندلویک پرس (Candlewick Press): با تمرکز بر انتشار کتابهایی که کیفیت هنری و محتوایی بالایی دارند.
3 ـ کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان: یکی از مهمترین ناشران ایرانی که کتابهای تأثیرگذار و ماندگاری منتشر کرده است.
چالشهای موجود در ادبیات کودک و راهکارهای پیشنهادی، علیرغم اهمیت این موضوع، چالشهای متعددی در حوزه ادبیات کودک وجود دارد:
الف ـ گسترش کتابهای سطحی و تجاری که تنها بر جذابیت بصری تمرکز دارند.
ب ـ کمبود نویسندگان متخصص که توانایی خلق داستانهای تأثیرگذار داشته باشند.
پ ـ عدم نظارت بر کیفیت محتوای کتابهای کودک که موجب انتشار آثار کمارزش شده است.
حال راهکارهای پیشنهادی چیست؟
1 ـ ایجاد معیارهای سختگیرانهتر در صنعت نشر کودک برای جلوگیری از انتشار آثار سطحی.
2 ـ حمایت از نویسندگان و تصویرگران خلاق که بهدنبال تولید محتوای ارزشمند هستند.
3 ـ آموزش والدین و مربیان دربارهی انتخاب کتابهای مناسب برای کودکان.
4 ـ ترویج مطالعه آثار فاخر در مدارس و مراکز فرهنگی.
حق کودکان جهت خواندن داستانهای غنی و تأثیرگذار، یک حق فرهنگی و تربیتی است که نباید نادیده گرفته شود.
در دنیایی که محتوای سطحی و تجاری بهسرعت گسترش مییابد، میبایست بر اهمیت تولید و انتشار ادبیات کودک باکیفیت تأکید کرد.
نویسندگان و ناشران مسئولیت بسیار بزرگی در این زمینه دارند و باید بهجای تمرکز صرف بر فروش، به تأثیر بلندمدت آثار خود بر ذهن و شخصیت کودکان بیندیشند.
اگر جامعه امروز بهدنبال پرورش نسلی آگاه، خلاق و متفکر است، باید از کودکی با ارائه داستانهای بزرگ و ارزشمند، مسیر رشد فکری آنها را هموار کند.
آینده کودکان در گرو داستانهایی است که امروز برایشان مینویسیم!»
انتهای پیام/