به جای تهدید به ساخت سلاح هستهای میزان را رای ملت بدانیم که از هر سلاحی بازدارندهتر است
احمد مازنی نوشت: اينك نيز راهحل عبور از بحرانهاي جاري بازگشت به همين سنت و اصلاح رويهها و تغيير رويكردها است و به جاي تهديد به ساخت سلاح هستهاي، ميزان را راي ملت بدانيم و آزادي انتخابات را تضمين كنيم كه از هر سلاحي بازدارندهتر است.

احمد مازنی نوشت: اینک نیز راهحل عبور از بحرانهای جاری بازگشت به همین سنت و اصلاح رویهها و تغییر رویکردها است و به جای تهدید به ساخت سلاح هستهای، میزان را رای ملت بدانیم و آزادی انتخابات را تضمین کنیم که از هر سلاحی بازدارندهتر است.
کد خبر: 706237 | ۱۴۰۴/۰۱/۱۶ ۱۰:۲۲:۳۱
احمد مازنی در یادداشتی با عنوان «اهداف انقلاب اسلامی از نگاه بنیانگذار» در روزنامه اعتماد نوشت: میزان را رای ملت بدانیم که از هر سلاحی بازدارندهتر است
در یادداشت قبل گفته شد که در رژیم سلطنتی پهلوی، انتخابات وسیلهای برای تحمیل رای شاه و سفرای خارجی بود و مردم یا در چنین انتخاباتی شرکت نمیکردند یا اسامی منتخبین مردم اعلام نمیشد و نمایندگان قلابی از قبل تعیین شده بودند.
در چنین شرایطی بود که امام خمینی برگزاری انتخابات آزاد را یکی از هدفهای انقلاب اعلام کردند و این هدف را در برگزاری همهپرسی جمهوری اسلامی و قانون اساسی و در تاسیس نهادهای حکومتی عملی کردند.
از تلخیهای روزگار اینکه برخی این روزها دیدگاههای مخالفان جمهوری اسلامی را بازنشر میکنند تا به نسل انقلاب ندیده بگویند که رفراندوم جمهوری اسلامی اقدامی شتابزده و غیرکارشناسی و غیردموکراتیک بود!
درحالی که اولا «جمهوری اسلامی» در راهپیماییهای میلیونی و قطعنامههای جنبش سراسری مردم ایران با اکثریت قریب به اتفاق پذیرفته شده بود.
ثانیا مفهوم و محتوای جمهوری اسلامی توسط
امام خمینی و شخصیتهای برجسته انقلاب مانند حضرات آیات مطهری، منتظری، طالقانی، بهشتی و بسیاری از استادان دانشگاه و ازجمله در برنامههای تلویزیونی تبیین شد و آن مطالب اکنون در دسترس است و اگر بنا بر بازنشر فهرست معدودی از مخالفان روحانی و غیرروحانی اصل یا روش همهپرسی باشد، دهها برابر آنها شخصیتهای حوزوی و دانشگاهی موافق بودند که هم از نظام جمهوری اسلامی و رفراندوم حمایت کردند، هم مبانی و محتوای جمهوری اسلامی را تبیین کردند و هم به این نظام رای دادند؛ اینکه پس از قریب نیم قرن از عمر نظام جمهوری اسلامی، با ذرهبین دنبال اسامی مخالفین رفراندوم جمهوری اسلامی باشیم و به نحوی وانمود کنیم که انگار همه نخبگان جامعه در یکسو و حدود ۹۹درصد رایدهندگان در سوی دیگر قرار داشتند و هر چه آن شخصیتهای نخبه تلاش کردند نتوانستند از فریب خوردن مردم ایران جلوگیری کنند حداقل ناشی از بیاطلاعی از واقعیت است؛ در رفراندوم سال ۱۳۵۸ تعداد کل ایرانیان واجد شرایط رای دادن، ۲۲ میلیون و ۸۰۰ هزار نفر بود که ۲۰ میلیون و ۲۸۸ هزار و ۲۱ نفر در همهپرسی شرکت کردند.
از این تعداد ۲۰ میلیون و ۱۴۷ هزار و ۵۵ نفر رای «آری» به صندوق انداختند و تنها
۱۴۰ هزار و ۹۶۶ نفر رای «نه»، بگذریم از اینکه برخی انتخاب ملت را ناشی از شور و احساسات تعبیر میکنند!
بدون اینکه قصد شبیهسازی داشته باشم به ماجرای نهضت عاشورا اشاره میکنم که مخالفت چند چهره سیاسی با اقدام امام حسین (ع) چنان بزرگنمایی شد که گویی هیچ آدم عاقلی حرکت امام را تایید نمیکرد؛ درحالی که این ادعا در درجه اول ازسوی بنیامیه تقویت و حتی نام برخی شخصیتهای معروف را در فهرست مخالفان جعل کردهاند؛ درحالی که اندیشمندان عاشوراپژوه، رفتار امام حسین(ع) را عقلانی و عقلای همسو با امام را بیش از مخالفان عافیتطلب ذکر کردهاند.
اکنون نیز برای توجیه انحراف از سنت بنیانگذار از یکسو و همصدایی (خواسته یا ناخواسته) با بدخواهان ایران و اسلام ازسوی دیگر چنان مخالفت چند چهره سیاسی، مذهبی با رفراندوم تغییر نظام را با آب و تاب نقل میکنند که انگار همه عقلای کشور مخالف بودند و این عقلای مخالف در خشت خام چیزی را میدیدند که امام خمینی و میلیونها ایرانی همسو در آیینه نمیدیدند!
و دیگر اینکه در مورد همهپرسی تغییر نظام در ایران میتوان گفت صرف برگزاری رفراندوم و رجوع به آرای مردم در ایران برای تعیین حکومت امری کاملا بیسابقه بود، آنهم در سرزمینی با ۵ هزار سال سابقه در تاریخ که در هر دورهای یک خانواده با زور سرنیزه بر این کشور حکمرانی میکرد و این تاریخ سرشار از استبداد و این اواخر توام با استعمار چنان ترسیم میشود که انگار همه خوشبختیها مربوط به آن دوران، (بهویژه همین اواخر) و همه تیرهبختیها مربوط به این چهل و چند سال است!
درحالی که القای چنین نگرشی نه تنها راه مناسبی برای عبور از بحرانهای جاری به روی جامعه به ویژه نسل نو نمیگشاید بلکه زمینهساز یأس و درنهایت تسلیم در برابر بیگانگان و بدخواهان خواهد شد؛ بسیار ناسپاسی است که نقش تاریخی امام خمینی در نفی استبداد داخلی و استیلای خارجی و استقرار نظام مبتنی بر آرای مردم مورد بیمهری قرار گیرد.
چنانکه در یادداشتهای قبلی اشاره شد پس از رفراندوم تغییر نظام، در ادامه نیز اتکای اداره امور کشور بر آرای مردم و ممانعت از تحمیل رای صاحبان زر و زور و تزویر مورد تاکید بنیانگذار جمهوری اسلامی ایران بود و اینک نیز راهحل عبور از بحرانهای جاری بازگشت به همین سنت و اصلاح رویهها و تغییر رویکردها است و به جای تهدید به ساخت سلاح هستهای، میزان را رای ملت بدانیم و آزادی انتخابات را تضمین کنیم که از هر سلاحی بازدارندهتر است.